where i belong

we'll fly

where i belong

we'll fly

hey!

رنگی

دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۲۰ ق.ظ

گاهی اوقات هنوز پر از احساس میشم، پر از نیاز به تماشا شدن و شنیده شدن.

برمیگردم عقب، پرواز میکنم به جلو، سال ها نوشتم، از وقتی تونستم بنویسم نوشتم. روز به روز کمتر اما، یه جا به خودم اومدم دیدم قفل شدم، دیدم گم شدم.

ای آیینه ی جادویی بگو کی از همه زیبا تره؟

این تن هنوز نفس میکشه اما کجاست اون رویای رنگی؟ دنیای رنگی، میشه دنیارو باهم دیگه ببینیم رنگی؟

فقط بهم بگو چی گذشت بهت که گذشت که توی 12 ساله عمرا توی 19 ساله رو بشناسه؟

میهن بلاگ بهم یاد داد اولین بار فرار رو، فرار کردن از دنیای واقعی که گاهی دوست نداشتنی بود رو، همون روز تو 19 مرداد 96 من یه جهان فانتزی تو ذهنم ساختم، سالهاست وبلاگ نمینویسم اما تو همون دنیا زندگی میکنم.. من بزرگ شدم اما هنوز نمیخوام دنیای زشت کثیف واقعی رو باور کنم.

خودم رو یه شکست خورده میدونم، یه شکست خورده ی پر از شور زندگی که شوری زندگی گرفت ازش شور رو.

نمیدونم آخه. ینی دوباره پیداش میکنم؟ سالهاست گم شده.. از سال 98 که حس کردم بزرگ شدم گم شد... هر روز گم و گم تر.

شیش هفت ساله دارم دست و پا میزنم.. میشه روایت زندگیمو از نوجوونی دوباره بازنویسی کنم؟

چرا همه چیز رو نصفه ول کردم؟ انقد زود نا امید شدی؟

از وقتی جهنمو حس کردم که برچسب زدم رو هر خود ابرازیم «دراماتیک بازی»

میرقصیدم زیر بارون، احساس زنده بودن کردم، پس نمیتونم گله کنم، ولی منو ببر خونه، جایی که بهش تعلق دارم، دیگه نمیتونم تحمل کنم.

بیشتر از یه متن ادبی درست حسابی شبیه استفراغ کردن سنگینی تو گلوم روی کیبورد میمونه، فاقد فرم و زیبایی شناسی، اما واقعیه، مثل زندگی.

منو از قبر بیرون بکش

حداقل بهش وانمود کن

آخه من هنوز زنده ام

فقط زیر خاک گیر افتادم

دستتو بده

دستمو بگیر

آشتی کن باهام.

 

  • Tins ^^

نظرات (۵)

سلام

پاسخ:
سلام.

بعد از مدت‌ها، سلام. :) خوشحالم اومدی.♡♡

پاسخ:
سلام عزیزممم :)))
این مدت گاهی مثل یه روح میومدم مطالب همه رو میخوندم و میرفتم
اما دیدم روحم نیاز داره دیگه روح نباشه. این شد که اومدم.
خوبی؟
  • 𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
  • دلم می‌خواد برگردم ۹۸ :) زندگی یه جایی اونجا متوقف شد...

    پاسخ:
    دقیقا.. انگار منتظرم از خواب بیدار شم ببینم یه روزیه حوالی خرداد ماه سال 98 و همه این 6 سال خیال بوده.

    عزیزم :( همین که اومدی خوبه~

    خوبمم تو چطوری؟

    پاسخ:
    قربونت :( *قلب
    منم خوبم. یه تصمیم نانوشته ای گرفتم که از این بعد گاهی بنویسم اینجا

    ناز نازیی. کار خوبی میکنی قشنگممم.

    پاسخ:
    :"""")))))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    اینجارو دوباره راه انداختم تا شاید بدبختی هام بعدا بشه منبع الهام هنریم، چون از عدم یاداوری خاطرات و تجربه زیسته ام عموما رنج میبرم.
    همه چیز رو همه جا نمیشه گفت اما فکر کنم اینجا چرا، چون مجهول الهویه بودن دستت رو باز میذاره.
    نمینوسم تا کسی بخونه، اما غریزه ام به نمایش دادن خودم ارضا میشه اگه ببینم واقعا میخونید.